ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
8
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
از گرفتن رخصت از او به محل نمايندگى خود بازگشتند . وضع هلنديان تا 18 اوت 1725 به اين منوال بود در اين روز كه منتظر بودند شاه آنها را احضار كند ملاموسى به دستور شاه به كمپانى آمد و گفت فردا كه عيد قربان است بايد به مجلس شاهى بياييد . آنگاه پرسيد چه نوع پيشكشى به حضور شاه خواهيد آورد ؟ هلنديان پاسخ دادند كه همگان نيك دانند كه ما پيشكشى سخت بزرگ به مجلس شاهى شاه ماضى تقديم كردهايم . ما كه از همهء دارائىها و پولهاى خود محروم شدهايم نمىدانيم چرا بايد باز پيشكشى بدهيم . ملاموسى گفت اين كار پسنديدهاى نيست زيرا اگر شما دست خالى به حضور اشرف شاه آييد او اين كار را نوعى اهانت به خود تلقى خواهد كرد . هلنديان ناچار بودند كه چيزى ولو اندك بدهند ، پس اسخارور و كارمندانش بر آن شدند كه اسبى زيبا را كه از آن اسخارور بود از سوى كمپانى به اشرف پيشكش دهند . ملاموسى هلنديان را به كاخ پادشاهى برد آنان پس از كرنش و تعظيم معمولى به جاى ويژهء خود راهنمون شدند و پس از صرف قليان ، قهوه ، گلاب و نبات با غذا - هاى ايرانى نيز پذيرائى شدند . تا زمانى كه در كاخ بودند شاه اشرف يا از سر جهل يا غرور و يا به تقليد از شاه سلف خود با هلنديان يا عليه آنها حتى كلمهاى بر زبان نياورد . هلنديان به محل كمپانى بازگشتند و از آن بيم داشتند كه سكوت اشرف براى آنها گران تمام شود . براى كسب اطمينان و خاطر جمع شدن ناچار از اعتماد الدوله و رئيس ايل بلوچ شملانيت « 7 » خان خواستند كه نزد اشرف رفته نظر او را نسبت به - هلنديان جويا شوند . اما هلنديان ناچار بودند كه بدانند با افغانان سر و كار دارند مردمى همانند ماران گشاده چشم يا ديوانى هفت چشم كه تمام جهات را مىپايند تا ببينند در كجا كسى هست كه بتوانند پوست از سرش بكنند و پشم و پيلى او را بچينند . خوشبختانه كارها به خير گذشت و هلنديان فقط حق الزحمت ايشك آغاسى باشى را پرداختند كه معادل ده درصد از كل پيشكشهايى بود كه به شاه پرداخته بودند . پرداخت
--> ( 7 ) - Shemlaniet